سیمرغ موسیقی ایران ؛پرواز از فریدن تا ویـن ( اتریش )
- شناسه خبر: 16660
- تاریخ و زمان ارسال: ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۵۴
- نویسنده: مدیریت دالانکوه

در جهان پرهیاهوی امروز که موسیقی گاه در حصار تکرار و جریانهای گذرا گرفتار شده، هنوز هستند کسانی که به «اصالت» و «تلاش» ایمان دارند. رضا پدیدار، نوازنده نی، از آن دست هنرمندانی است که مسیر هنریاش را نه در سالنهای پرزرقوبرق، که در خلوت سحرگاهان و با مشق جانکاه خودآموزی در کوهستانهای فریدن حک کرده است. داستان او، روایتی است از عبور از نیلبکهای نوجوانی به نی دندانی ( هفت بند ) و صدای فاخر موسیقی اصیل ایرانی؛ سفری که در آن، سردی استخوانسوز جادههای برفی برای رسیدن به کلاس استاد، تنها بخشی از بهای عشق به ساز بود. استاد پدیدار، موسیقی را نه یک تفریح، که «سبک زندگی» میداند و معتقد است هنر والا تنها در گرو سختکوشی و انتخاب استاد توانا و کاربلد است .
در این گفتوگوی صمیمانه با خبرنگار دالانکوه به تماشای قابهای متفاوتی از زندگی این هنرمند نشستهایم؛ از جرقههای اولیه در کتابخانه شهر و حالوهوای تعزیههای دیروز تا نقدی بیپرده بر وضعیت آموزش و آسیبهای موسیقی فستفودی در جامعه امروز ؛ با ما همراه باشید تا از نگاه این هنرمند باسابقه، ضرورت پیوند دوباره موسیقی با فرهنگ اصیل را به نظاره بنشینیم .
جرقههای آغازین و گذار به مسیر حرفهای
خبرنگار : ضمن سلام و تشکر از شما، بیایید به سالهای دور برگردیم. چه شد که نی، صدای درون شما را پیدا کرد؟ آیا نقطه عطفی وجود داشت که مسیر نوازندگیتان را از یک سرگرمی نوجوانانه به یک دغدغه جدی تبدیل کرد؟
رضا پدیدار : در ابتدا سلامی گرم عرض میکنم خدمت شما و همه همشهریان عزیز فریدنی ؛ در پاسخ به این سوال که چگونه علاقهام به نی شکل گرفت، باید بگویم که همه چیز از نوجوانی و در کتابخانه شهرمان در سال 1367 آغاز شد.
جناب آقای محمدی، کتابدار محترم، اولین جرقهها را در دل من زدند. در ابتدا، با ابزاری شبیه نیلبی و حتی لولههای پلیکا سرگرم بودم! اما نقطه عطف واقعی زندگی من، زمانی بود که در اصفهان، نوازندگی آقای افشین فر را از نزدیک دیدم. آنجا بود که فهمیدم صدای حقیقی و دلنشینِ نی، در ساز (نیدندانی) نهفته است. آن روز، پایان دوران آزمون و خطا بود و آغاز مسیری که میدانستم پر از سختی و خون دل خوردن خواهد بود؛ اما مسیری که عاشقانه آن را انتخاب کرده بودم .
خبرنگار: شنیدهایم برای رسیدن به صدای « اوج و غیث » نی، سختیهای عجیبی کشیدید. کمی از آن دوران بگویید؛ اینکه چگونه خودآموز بودن، شما را به این سطح از مهارت رساند؟
رضا پدیدار: بینید، تکنیک «اوج و غیث » در نوازندگی نی، فراتر از یک حرکت فنی؛ در واقع درک درست فیزیک دهان، لب و زبان می باشد. یادم میآید برای اینکه بتوانم صداهای نی را درست و به کمال اجرا کنم، گاهی تا ۲۴ ساعت متوالی تمرین میکردم؛ فشارهای تمرین به قدری بود که لثههایم خون میآمد. در آن دوران خبری از دسترسی آسان به کلاس یا فضای مجازی نبود؛ من بودم و آینهای در مقابل، و نوای ساز استاد کسایی که بر روی کاستهای قدیمی، هزاران بار شنیده بودم. تمام تلاشم این بود که با تحلیل دقیق شنیداری، لایههای پنهان صدای ساز استاد را درک کنم. همین مسیر سخت خودآموزی، باعث شد که من گوش موسیقاییام را پرورش دهم و به جای تقلیدکورکورانه، درک عمیقی از حقیقت صدای نی پیدا کنم.
فرهنگ، تعزیه و جایگاه موسیقی در فریدن
خبرنگار: شما فعالیت خود را از اجراهای مناسبتی و تعزیه شروع کردید. این «موسیقی میدانی» و تعزیه، چه تأثیری بر نگاه شما به ساز نی گذاشت؟
رضا پدیدار : به باور من، تعزیه برایم یک کلاس درس بیبدیل و در واقع نی نوازی من بود. آنجا بود که آموختم موسیقی فراتر از تئوری و نتهای خشک، در واقع یک «حضور» زنده است. همراهی و تشویق های آقای محمدرضا شریفی مسئول کتابخانه عمومی داران، در کنار تمرینهای متمرکزمان در فضای محدود پشت صحنه سالن ۱۷ شهریور شهر داران درس بزرگی به ما داد: اینکه هنر در دل محدودیتهاست که صیقل میخورد و خلاقانهتر متولد میشود. ما در آن دوران، موسیقی را نه به عنوان کالایی در ویترینهای نمایشی، که در تپشهای قلب فرهنگ جامعه جستجو میکردیم و با آن نفس میکشیدیم .

فلسفه آموزش و اخلاق هنری
خبرنگار : شما به انتخاب استاد تأکید زیادی دارید. با توجه به خاطره سفر سختتان به اصفهان در برف و سرما، نظر شما در مورد «تعهد» هنرجوی امروز چیست؟ آیا فکر میکنید امکانات امروزی، جایگزین آن تلاشهای سخت شده است؟
رضا پدیدار : امکانات، تیغ دو لبه است. آموزشگاه زیاد شده اما انگیزه کمتر! آن روز که در برف و کولاک به اصفهان رفتم، ثابت کردم که موسیقی یک « طلب» است.
اگر هنرجو منتظر باشد خانواده و معلم برایش همهچیز را آماده کند، هرگز هنرمند نمیشود. در مورد انتخاب استاد هم باید بگویم، آموزش نادرست مثل یک بیماری نهفته است که بعد از 10 سال، وقتی میخواهید قطعه ای را با ساز بنوازید، خودش را نشان میدهد که تمام مسیر آموزش اشتباه طی شده است . استاد کامران بهادر برای من فقط معلم موسیقی نبود؛ او الگوی منش و اخلاق بود؛ چیزی که امروز در موسیقی کم میبینیم. زنده یادان استاد هوشمند پور آزاد و استاد حسن کسایی هم که حق زیادی بر گردن بنده در نوازندگی و تکنیک های نی نوازی داشته اند.
جرقه موسیقی را نباید دستکم گرفت؛ هنرمند برای تعالی باید سفر کند
خبرنگار :جناب آقای پدیدار، آیا هنوز هم آن «جرقه اولیه» که در نوجوانی و در سفر به الیگودرز تجربه کردید، در زندگی هنری شما شعلهور است؟ به نظر شما، هنرجویان جوان باید چطور آن علاقه و شوق اول را به یک موفقیت واقعی در مسیر موسیقی تبدیل کنند؟
رضا پدیدار : اگر بخواهم از آغاز این راه بگویم، باید برگردم به دوران نوجوانی؛ زمانی که در سفر به الیگودرز، برای اولین بار آن جرقهی موسیقی در وجودم زده شد. آن سفر، برای من چیزی فراتر از یک جابهجایی ساده بود؛ آنجا بود که موتور محرک زندگی هنریام روشن شد و فهمیدم که موسیقی، همان گمشدهای است که باید برایش تلاش کنم .
بسیاری فکر میکنند موفقیت در موسیقی، یک اتفاق ناگهانی یا یک استعداد خدادادی ساده است؛ اما داستان زندگی هنرمندانی مثل بنده نشان میدهد که موفقیت، ترکیبی از سه مرحلهی حیاتی است:
1 – جدی گرفتن جرقهها : همهی ما در نوجوانی جرقههایی از علایق داریم. تفاوت هنرمند واقعی با دیگران در این است که او به آن «جرقه» بیتوجهی نمیکند و آن را به عنوان رسالت زندگیاش میپذیرد.
2 – سفر برای یادگیری : موفقیت در موسیقی، ماندن در حصار تکرارها نیست. هنرمند باید برای آموختن، «سفر» کند؛ چه سفر جغرافیایی برای دیدن استادان بزرگ، و چه سفر ذهنی برای شنیدن سبکهای مختلف ؛ بدون دیدن دنیای بیرون و شنیدن نواهای تازه، گوش موسیقیدان محدود باقی میماند.
3- تبدیل جرقه به شعله (پشتکار) : جرقه فقط استارت کار است. آنچه یک نوازنده را به جایگاه فاخر میرساند، شعلهای است که با ریاضت، تمرینهای سخت و ساعتها تنهایی با ساز ایجاد میشود. موفقیت، در همان لحظاتی ساخته میشود که هنرجو به جای تسلیم شدن در برابر سختیها، با جان و دل تمرین میکند. در نهایت موفقیت در موسیقی، یک مسیر میانبر نیست؛ بلکه نتیجهی هوشمندی در شناسایی عشق درونی و ایستادگی در راه رسیدن به آن است.
نقد وضعیت موسیقی امروز
خبرنگار: صحبت از فستفودی شدن موسیقی کردید. این نگاه انتقادی شما از کجا نشأت میگیرد و راهکار خروج از این سطحینگری چیست؟
رضا پدیدار: موسیقی فستفودی، هنری است که تاریخ انقضای آن بیش از یک هفته نیست؛ موسیقی بیریشه، بدون تحلیل و فاقد عمق ؛ من قویاً معتقدم که ما باید به سمت « موسیقی و شعر فاخر برگردیم. وقتی تأکید میکنم که موسیقی باید « شخصیتساز» باشد، به این معناست که هنر نباید در حاشیه و صرفاً برای پر کردن اوقات فراغت تعریف شود. امروز ما بیش از هر چیز به مدیرانی فرهنگی نیاز داریم که زبان موسیقی را بفهمند و با درک درست، آن را هدایت کنند. متأسفانه بینظمی حاکم بر سبکها، ذائقه شنیداری جامعه را دچار آسیبهای جدی کرده است. هنر سالم و پویا، هنری است که ضمن پذیرش تنوع، به اصول خود پایبند بماند و مرزهای معیارمند زیباییشناسی را حفظ کند.
موسیقی باید از «کالای لوکس» به «ضرورت رشد فکری» تبدیل شود
خبرنگار : آینده موسیقی فریدن را چطور میبینید؟
رضا پدیدار : استعدادهای منطقه فریدن از منظر توانمندیهای بالقوه، حقیقتاً درخشان هستند؛ اما چالش اصلی ما، نبود یک جریان موسیقی منسجم است. این پتانسیل بالا، تا زمانی که در مسیر آموزش اصولی و هدایت صحیح قرار نگیرد، هدر میرود. ما باید از مرحلهی مصرفکنندگی محض موسیقی عبور کنیم و نسل جوان خودمان را به تولیدکنندگان هنر فاخ تبدیل کنیم. موسیقی باید از کنج حاشیهها بیرون بیاید و دوباره به سبد فرهنگی خانوادهها بازگردد؛ نه به عنوان یک کالای لوکس و تزئینی، بلکه به عنوان ابزاری ضروری برای رشد فکری، تلطیف روح و تعالی بینش انسان ؛ که ان شاا.. این اتفاق در حوزه موسیقی حاصل شود.
کارنامه اجراهای بینالمللی استاد پدیدار
استاد پدیدار در طول سالهای فعالیت هنری خود، حضوری پررنگ و مؤثر در رویدادهای مهم فرهنگی، هنری و بینالمللی داشتهاند و در کشورهای مختلف، به معرفی و اجرای موسیقی ایرانی پرداختهاند. بخشی از مهمترین اجراهای ایشان به شرح زیر است ؛
🔶۱۳۷۸ – جشنواره موسیقی عرفانی جهانی، برلین، آلمان
استاد پدیدار در این رویداد معتبر بینالمللی که به موسیقی عرفانی و معنوی اختصاص داشت، به همراه محمدعلی قدمی، خواننده برجسته، به اجرای برنامه پرداختند. این حضور تنها به شهر برلین محدود نبود و در ادامه، در شهرهای لورکوزن، کلن، فرانکفورت و مونیخ نیز اجرای برنامه داشتند.
🔶۱۳۸۰ – نمایشگاه فرش ایران، امارات متحده عربی
در این رویداد فرهنگی و هنری که با هدف معرفی هنر اصیل فرش ایرانی برگزار شد، استاد پدیدار به عنوان نماینده موسیقی ایران جلوهای ویژه به برنامه بخشیدند و نقش مؤثری در معرفی فرهنگ و هنر ایرانی ایفا کردند.
🔶۱۳۸۵ – اجرای موسیقی در استکهلم، سوئد
در سال ۱۳۸۵، وی در شهر استکهلم، پایتخت سوئد، به اجرای موسیقی ایرانی پرداختند و بار دیگر توانستند پلی میان موسیقی سنتی ایران و مخاطبان بینالمللی برقرار کنند.
🔶۱۳۸۸ – اجرای مراسم افتتاحیه دانشگاه آزاد اسلامی ایران در امارات
استاد پدیدار در آیین افتتاح دانشگاه آزاد اسلامی ایران در کشور امارات نیز حضور داشتند و با اجرای موسیقی، بر شکوه و اهمیت این رویداد فرهنگی و آموزشی افزودند.
حضور در رویدادهای بزرگ ورزشی و نمایشگاهی
🔶۲۰۰۶ – بازیهای آسیایی
استاد پدیدار در بازیهای آسیایی ۲۰۰6 نیز حضور یافته و به اجرای موسیقی پرداختند. این حضور، نشاندهنده جایگاه برجسته وی در معرفی موسیقی ایران در رویدادهای بینالمللی است.
🔶حضور در دو دوره از نمایشگاههای بینالمللی دبی
وی همچنین در دو دوره از نمایشگاههای بینالمللی دبی به عنوان نماینده موسیقی ایران حضور پیدا کردند و با اجرای آثار موسیقایی، سهم ارزشمندی در معرفی هنر ایرانی در یکی از مهمترین رویدادهای منطقهای ایفا نمودند.
🔶تور بزرگ اروپا – سال ۱۳۹۱
در سال ۱۳۹۱، استاد پدیدار به همراه گروه همدل و با خوانندگی سینا سرلک، تور موفقی را در اروپا برگزار کردند. این تور در چندین شهر مهم اروپایی اجرا شد که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
– وین، اتریش؛ شهری که به عنوان مهد موسیقی کلاسیک جهان شناخته میشود و زادگاه بسیاری از بزرگان موسیقی است.
– رم، ایتالیا؛ پایتخت تاریخی و فرهنگی اروپا
– میلان، ایتالیا؛ یکی از مراکز مهم هنری و موسیقایی اروپا
اجرای برنامه در وین اتریش از اهمیت ویژهای برخوردار بود، زیرا این شهر یکی از مهمترین قطبهای موسیقی جهان به شمار میرود و حضور در آن برای هر هنرمندی افتخاری ارزشمند است.
این کارنامه درخشان نشان میدهد که استاد پدیدار طی سالهای فعالیت خود، همواره به عنوان یکی از چهرههای فعال و اثرگذار موسیقی ایران در عرصه بینالمللی حضور داشتهاند و با اجرای برنامه در کشورهای مختلف، نقش مهمی در معرفی و گسترش موسیقی ایرانی در جهان ایفا کردهاند.
سختیها نباید چراغ راه موسیقی را در فریدن خاموش کند!

خبرنگار :در پایان صحبتی دارید بفرمایید.
رضا پدیدار : سخن پایانی من این است که راه هنر، مسیری نیست که بتوان بهتنهایی آن را پیمود. در تمام این سالها، خود را وامدار عزیزانی میدانم که همچون چراغی در مسیرم درخشیدند و شرایط را برای پویاییِ آیندگان هموار ساختند.
لازم میدانم از طریق همین رسانه مراتب سپاس قلبی خود را تقدیم رؤسای محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کنم که همواره دلسوزانه در کنار اهالی هنر ایستادهاند؛ بهویژه جناب حاج انوشیروان احمدی عزیز و جناب آقای بدیعی گرامی که با درایت و حمایتهای بیدریغشان، نگاهی متعهدانه به توسعه فعالیتهای هنری در منطقه داشتهاند. همچنین، قدردان جناب آقای حبیب رمضانی هستم که موسیقی را در فریدن زنده نگاه داشتهاند و با تلاشهای مداوم خود، فضایی ایجاد کردهاند تا صدای موسیقی این دیار خاموش نشود. همین توجه و تلاشها، در کنار مشاهدهی استعدادهای ارزشمند موسیقی در این منطقه و نیز درخواستها و پیگیریهای صمیمانهی جمعی از هنرمندان، ما را بر آن داشت تا به فکر تشکیل «گروه موسیقی پارتاک» در فریدن بزرگ باشیم؛ گروهی که هدفش نهتنها اجرای موسیقی، بلکه شناسایی، پرورش و معرفی توانمندیهای هنری جوانان این سرزمین است و میکوشد پلی میان تجربهی پیشکسوتان و شور نسل نو باشد.
جا دارد یادی کنم از تمامی عزیزانی که نامشان در این مجال کوتاه نمیگنجد، اما حضورشان در لحظات دشوار این سالها، پشتوانهای معنوی برای بنده بوده است.
اما پیام من به هنرجویان جوان ؛ موسیقی، زبان تعالی روح است ، هرگز اجازه ندهید محدودیت امکانات یا سختیهای راه، شعلهی اشتیاقتان را سرد کند؛ چرا که هنرِ اصیل، تنها در پیوند با اخلاق و پشتکار معنا مییابد. امیدوارم با همت شما جوانان و نگاه حمایتگر خانوادهها و مدیران فرهنگی، فریدن به جایگاه شایستهی خود در عرصهی موسیقی فاخر ایران دست یابد. از شما و رسانهی هفته نامه دالانکوه که این فرصت را برای گفتوگویی دغدغهمندانه فراهم کردید، بسیار سپاسگزارم. به امید سربلندی فریدن و سرافرازی ایران عزیز










بسیار عالی
جناب استاد پدیدار عزیز
در راه اعتلای هنر ایرانی و اصالت بخشیدن به موسیقی این مرز و بوم،موفق باشید.
باسلام
خداقوت.
وحود ایشون مایه افتخار و سربلندی نه تنها برای فریدن عزیز بلکه برای استان سرافراز و حتی کشورعزیزمون بوده و هست و خواهد بود.برای استاد بزرگوار آرزوی توفیق روز افزون و سربلندی را دارم.