شهری که همیشه جلسه داشت!!
- شناسه خبر: 17066
- تاریخ و زمان ارسال: ۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۰۱:۰۴
- منبع: هفته نامه دالانکوه
- نویسنده: مدیریت دالانکوه

🔸 در شهری کوچک، مردم از صبح تا شب دربارهی خبرها، دعواها و حرفهای دور و نزدیک بحث میکردند. نانوایی، بازار، تاکسی و حتی صف درمانگاه، همه تبدیل شده بود به محل گفتوگوهای بیپایان؛ اما کسی از چالهی خیابان اصلی، خاموشی چراغ پارک یا دیوار ترکخوردهی مدرسه حرفی نمیزد.
🔸هر بار که قرار بود برای حل مشکلی جمع شوند، بحث از موضوع اصلی دور میشد. یکی میگفت : اول باید معلوم شود مقصر کیست . دیگری می گفت : تا همهچیز روشن نشود، کاری نمیکنیم و آنقدر گفتند و شنیدند که فصلها گذشت.
🔸یک روز باران شدیدی بارید و آب، خیابان اصلی را بست. کودکی که کفشش در آب مانده بود، به پدرش گفت ؛ بابا، این خیابان چرا درست نمیشود؟ پدر نگاهی به جمعیت در حال بحث انداخت و آرام گفت ؛ چون ما همیشه برای حرفزدن وقت داشتهایم، اما برای ساختن، نه
از فردای آن روز، چند نفر از همان مردم تصمیم گرفتند پیش از هر بحثی، یک کار کوچک برای شهر انجام دهند. چالهای را پر کردند، چراغی را تعمیر کردند و برای مدرسهشان کتاب جمع کردند.
🔸شهر یکشبه آباد نشد؛ اما مردم سرانجام فهمیدند که اختلافهای بیپایان، خیابانی را آسفالت نمیکند، مدرسهای را نمیسازد و چراغی را روشن نمیکند. سیاست، وقتی همهی زندگی مردم را در خود فرو ببرد، فرصت فکرکردن به دردهای واقعی شهر را میگیرد.
🔸از آن روز تصمیم گرفتند بهجای آنکه همیشه بپرسند چه کسی مقصر است؟ بپرسند ؛ برای شهرمان چه کاری میتوانیم انجام دهیم؟و همان روز، نخستین قدم شهر بهسوی پیشرفت برداشته شد؛ زیرا آبادانی از جایی آغاز میشود که مردم، منافع شهر را بر دعواهای شخصی و جناحی مقدم بدانند و بهجای تماشای مشکلات، برای حل آنها کنار یکدیگر بایستند.
منصور دهخدایی- مدیرمسئول هفته نامه دالانکوه








