مدیریت نزدیک به مردم؛ چرا سکونت مدیران، کارمندان و کارکنان در فریدن اهمیت دارد؟
- شناسه خبر: 17191
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۰۳:۱۸
- منبع: یادداشت سردبیر هفته نامه دالانکوه
- نویسنده: مدیریت دالانکوه
دالانکوه : یادداشت سردبیر
در هر جامعهای، میان «محل کار» و «محل زندگی» تفاوتی جدی وجود دارد. ممکن است فردی در شهری خدمت کند، اما زندگی، خانواده، سرمایه، دغدغهها و آیندهاش در شهر دیگری باشد. این موضوع بهخودیخود نه تخلف است و نه نشانه بیمسئولیتی؛ بسیاری از مدیران و کارکنان غیربومی، انسانهایی شریف، متخصص و دلسوزند که سالها با صداقت به مردم خدمت کردهاند.
با این حال، وقتی درباره آینده فریدن و داران سخن میگوییم، باید یک پرسش منطقی و منصفانه را مطرح کنیم: آیا بهتر نیست تا حد امکان، مدیران و کارکنانی که در این شهرستان مسئولیت دارند، در همین منطقه سکونت داشته باشند و زندگی خود را با زندگی مردم آن پیوند بزنند؟
این پرسش، نه از سر تعصب است، نه به معنای نادیدهگرفتن شایستگی افراد غیربومی و نه تلاشی برای ایجاد تقابل میان مردم. این پرسش، بخشی از بحث مهم «حکمرانی محلی»، «عدالت منطقهای» و «مسئولیتپذیری اجتماعی» است.
مدیر ساکن در محل، مسائل مردم را از نزدیکتر میبیند
مدیری که در محل مأموریت خود زندگی میکند، معمولاً با مسائل روزمره مردم ارتباط بیشتری دارد. او مشکلات راهها، درمان، آموزش، مسکن، حملونقل، بازار، خدمات شهری، اشتغال و هزینههای زندگی را فقط در قالب گزارشهای اداری نمیبیند؛ بلکه بخشی از آن را در زندگی روزانه خود لمس میکند.
فرزندانش در مدارس همان منطقه درس میخوانند، خانوادهاش از همان خدمات درمانی و شهری استفاده میکند، خریدهایش در بازار محلی انجام میشود و برنامههای آیندهاش و آینده نسل او با وضعیت همان شهرستان گره میخورد. چنین مدیری، ناخواسته هم که باشد، نگاه نزدیکتر و ملموستری به مسائل مردم پیدا میکند.
مدیری که پس از پایان ساعت کاری، به محل زندگی خود در شهر دیگری بازمیگردد، ممکن است وظایف اداریاش را بهدرستی انجام دهد؛ اما طبیعی است که میزان ارتباط اجتماعی و اقتصادی او با محل خدمت، با فردی که خود و خانوادهاش در آنجا زندگی میکنند، یکسان نباشد.
این تفاوت، الزاماً به معنای کمکاری یا بیدلسوزی نیست؛ بلکه نتیجه تفاوت در سبک زندگی، میزان ارتباط و نوع پیوند با محیط است.
سکونت، فقط یک موضوع شخصی نیست
گاهی گفته میشود محل سکونت مدیران و کارکنان، مسئلهای شخصی است و نباید درباره آن بحث کرد. تا حدی این سخن درست است؛ هر فردی حق دارد محل زندگی خود را انتخاب کند. اما هنگامی که موضوع به مدیریت عمومی، توسعه منطقهای و آینده یک شهرستان مربوط میشود، مسئله از سطح انتخاب فردی فراتر میرود.
مدیران و کارکنان دستگاههای اجرایی، بانکها و نهادهای عمومی، تنها کارمند یک سازمان نیستند؛ بخشی از ساختار خدمترسانی و توسعه منطقه به شمار میروند. حضور آنان در شهرستان میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی داشته باشد.
وقتی بخش قابلتوجهی از کارکنان، درآمد خود را در منطقهای دیگر هزینه میکنند، خانواده خود را در جای دیگری مستقر کردهاند و سرمایهگذاری و خریدهای اصلیشان خارج از شهرستان انجام میشود، طبیعی است که سهم فریدن از گردش مالی و رونق اقتصادی این جمعیت کاهش پیدا کند.
در شهرستانی که با مشکلاتی مانند کاهش جمعیت، مهاجرت جوانان، ضعف بازار، کمبود فرصتهای شغلی و محدودیت سرمایهگذاری روبهروست، همین موضوعات کوچک در کنار یکدیگر میتوانند آثار قابلتوجهی بر اقتصاد محلی بگذارند.
فریدن به مدیرانی نیاز دارد که آینده منطقه را ببینند
فریدن و داران برای عبور از وضعیت موجود، به مدیرانی نیاز دارند که نگاهشان فقط به اداره امور روزمره محدود نباشد. این منطقه به برنامهریزی بلندمدت، جذب سرمایه، حمایت از کارآفرینان، توسعه صنایع کمآببر و پاک، تقویت گردشگری، حفظ نیروهای متخصص و ایجاد امید در میان جوانان نیاز دارد.
اجرای چنین برنامههایی، صرفاً با برگزاری جلسه و تنظیم گزارش ممکن نیست. مدیر باید برای منطقه وقت بگذارد، ظرفیتهای آن را بشناسد، با مردم گفتوگو کند، از نزدیک مشکلات را ببیند و برای تصمیمهای دشوار و بلندمدت مسئولیت بپذیرد.
هرچه پیوند مدیر با محل خدمت بیشتر باشد، احتمال آنکه توسعه شهرستان را یک مأموریت اداری کوتاهمدت نبیند و آن را بهعنوان یک مسئولیت انسانی و اجتماعی دنبال کند، افزایش مییابد.
البته نباید چنین تصور کرد که هر مدیر غیربومی الزاماً نگاه کوتاهمدت دارد یا هر مدیر بومی حتماً موفق و دلسوز است. معیار اصلی همچنان باید شایستگی، پاکدستی، تجربه، تخصص و کارآمدی باشد. اما در میان افراد دارای شرایط برابر، بیتردید شناخت منطقه، سکونت در شهرستان و پیوند واقعی با جامعه محلی میتواند یک امتیاز مهم مدیریتی به شمار آید.
مطالبه نیروهای بومی، به معنای حذف دیگران نیست
یکی از نگرانیهای جدی در این بحث، برداشت نادرست از مفهوم «حمایت از نیروهای بومی» است. حمایت از نیروهای بومی نباید به معنای کنارگذاشتن افراد شایستهای باشد که اهل منطقه نیستند. همچنین نباید کسی صرفاً به دلیل زادگاهش، بدون داشتن تخصص و تجربه، در جایگاه مدیریتی قرار گیرد.
آنچه مردم فریدن و داران انتظار دارند، فرصت برابر و روند عادلانه است؛ یعنی نیروهای توانمند، تحصیلکرده و باتجربه این منطقه نیز مانند دیگران دیده شوند و محل تولدشان مانعی برای پیشرفت آنان نباشد.
در بسیاری از موارد، جوانان و متخصصان فریدنی برای یافتن فرصت شغلی یا مدیریتی مجبور به ترک شهرستان میشوند. اگر قرار باشد نیروهای بومی هیچگاه فرصت بازگشت، رشد و خدمت در زادگاه خود را پیدا نکنند، بهتدریج سرمایه انسانی منطقه از دست خواهد رفت.
مردم حق دارند بدانند در انتخاب مدیران و مسئولان، چه معیارهایی مورد توجه قرار گرفته است. آیا نیروهای بومی واجد شرایط بررسی شدهاند؟ آیا فرصت رقابت برابر برای آنان فراهم بوده است؟ آیا مسیر ارتقا و انتصاب شفاف بوده است؟ پاسخ روشن به این پرسشها میتواند از بسیاری سوءتفاهمها جلوگیری کند.
راهحل، تقابل نیست؛ سیاستگذاری عادلانه است
برای حل این مسئله، نباید فضای شهرستان را به دو گروه «بومی» و «غیربومی» تقسیم کرد. چنین رویکردی هم ناعادلانه است و هم میتواند به سرمایه اجتماعی آسیب بزند. بسیاری از کارکنان غیربومی سالها در فریدن خدمت کردهاند، دوستان و خاطرات فراوانی در این منطقه دارند و بخشی از زندگی حرفهای خود را وقف خدمت به مردم کردهاند. احترام به این تلاشها ضروری است.
در عین حال، میتوان بدون ایجاد حساسیت و تقابل، سیاستهایی منطقی و قابلاجرا در نظر گرفت؛ از جمله:
– اعلام عمومی معیارهای انتخاب و انتصاب مدیران؛
– بررسی جدی نیروهای بومی واجد شرایط در فرآیندهای مدیریتی؛
– ایجاد بانک اطلاعاتی از متخصصان و مدیران توانمند فریدنی؛
– فراهمکردن امکان اسکان مناسب برای مدیران و کارکنان در شهرستان؛
– پرداخت یا طراحی مشوقهای قانونی برای کارکنانی که در محل خدمت خود سکونت دارند؛
– توجه به محل سکونت و ارتباط اجتماعی با منطقه، در کنار تخصص و تجربه، هنگام انتخاب مدیران؛
– انتشار گزارشهای دورهای درباره میزان سکونت مدیران و کارکنان دستگاهها؛
– حمایت از آموزش، جانشینپروری و تربیت مدیران جوان بومی؛
– تقویت ارتباط مدیران با مردم، نخبگان، دانشگاهیان، کارآفرینان و تشکلهای مدنی شهرستان.
این اقدامات، نهتنها حقوق کارکنان غیربومی را نادیده نمیگیرد، بلکه شرایطی فراهم میکند تا حضور آنان در شهرستان، عمیقتر، مؤثرتر و همراه با پیوند اجتماعی بیشتری باشد.
شفافیت، بهترین پاسخ به نگرانی مردم است
بخش مهمی از نگرانیهای عمومی، زمانی شکل میگیرد که اطلاعات کافی در اختیار مردم نیست. اگر آمار دقیق و روشنی درباره وضعیت سکونت مدیران و کارکنان، میزان استفاده از نیروهای بومی، روند انتصابها و شاخصهای توسعه منتشر شود، بسیاری از شایعات و برداشتهای نادرست از بین خواهد رفت.
مردم انتظار ندارند همه مسئولان الزاماً متولد داران یا فریدن باشند؛ انتظار آنان این است که مسئولان، منطقه را بشناسند، به مردم احترام بگذارند، برای ماندن و پیشرفت شهرستان برنامه داشته باشند و در برابر عملکرد خود پاسخگو باشند.
پرسشهای زیر، مطالبههایی منطقی و قابل پاسخ است:
– چند درصد مدیران دستگاههای اجرایی،نهادها و بانک ها و… در شهرستان سکونت دارند؟
– چه تعداد از کارکنان، خانواده خود را در فریدن مستقر کردهاند؟
– در سالهای اخیر، چند نیروی بومی واجد شرایط جذب یا ارتقا یافتهاند؟
– معیارهای انتخاب مدیران چه بوده است؟
– برای جذب و حفظ نیروهای متخصص بومی چه برنامهای وجود دارد؟
– چه مشوقهایی برای سکونت مدیران و کارکنان در شهرستان پیشبینی شده است؟
پاسخگویی شفاف به این پرسشها، نشانه ضعف مدیریت نیست؛ بلکه نشانه احترام به افکار عمومی و تقویت اعتماد مردم است.
فریدن به پیوند نیاز دارد، نه فاصله
فریدن و داران امروز بیش از هر زمان دیگری به همدلی، اعتماد و همکاری نیاز دارند. در چنین شرایطی، نباید اجازه داد بحث سکونت مدیران و کارکنان به نزاعی میان مردم منطقه و کارکنان غیربومی تبدیل شود.
مسئله اصلی، ملیت، قومیت، لهجه یا زادگاه افراد نیست؛ مسئله، میزان پیوند آنان با محل خدمت و کیفیت خدمتی است که ارائه میدهند. هرکس که در فریدن مسئولیتی میپذیرد، شایسته احترام است؛ اما در مقابل، مردم نیز حق دارند انتظار داشته باشند مسئولانشان این منطقه را فقط محل کار نبینند.
فریدن و داران به مدیرانی نیاز دارند که مشکلات مردم را بشنوند، ظرفیتهای شهرستان را باور کنند، به لهجه،آداب و رسوم و فرهنگ داران و فریدن احترام بگذارند(خدای ناکرده لهجه و آداب و رسوم را تمسخر نکنند)،برای آینده جوانان برنامه داشته باشند و در برابر نتیجه عملکرد خود پاسخگو و شفاف باشند. در میان افراد دارای صلاحیت برابر، طبیعی است که مدیر و کارمندی که در اینجا زندگی میکند و آینده خانوادهاش با آینده منطقه پیوند خورده است، شناخت و انگیزه بیشتری برای خدمت داشته باشد.
این مطالبه نه علیه کسی است و نه برای حذف کسی. این مطالبه، دفاع از حق طبیعی مردم برای برخورداری از مدیریت نزدیک، پاسخگو، شفاف و آشنا با واقعیتهای زندگی آنان است.
فریدن و داران به مدیران و کارمندانی نیاز دارند که فقط در این شهرستان کار نکنند؛ بلکه بخشی از زندگی و آینده خود را نیز در کنار مردم آن بسازند.







