نامی که با سازندگی شهر و محبت مردم جاودانه شد
- شناسه خبر: 16728
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۱۹
- منبع: هفته نامه دالانکوه- سهیلا محمدیان
- نویسنده: مدیریت دالانکوه

هر شهر داستانی دارد و در دل هر داستان، چهرههای ماندگاری که با عطر حضورشان خاطرهای ماندگار در ذهن و دل مردم بر جای میگذارند.در تاریخ هر سرزمین نیز نامهایی ثبت میشود که فراتر از یک هویت فردی، به نماد ایثار، صداقت و خدمتگزاری بدل میشوند؛ انسانهایی که نه در پی مقام و منصب، بلکه در جستوجوی رضایت خداوند و آرامش مردم، جامه خدمت بر تن میکنند و با گامهای استوار خود مسیر آبادانی را هموار میسازند.
زندهیاد حاج علیرضا سلیمانی دارانی، شهردار اسبق شهر داران، از چهرههای ماندگار شهرستان فریدن و شهر داران بهشمار میآید؛ مردی که تنها در جایگاه یک مدیر شناخته نمیشود، بلکه بهعنوان فرهنگیای دلسوز، معلمی سازنده، پدری مهربان و خادمی صادق برای مردم شناخته میشد. او سالها از عمر خود را در مسیر خدمت صادقانه، تربیت نسل جوان و تلاش برای آبادانی و پیشرفت شهر صرف کرد و با اخلاق نیکو، روحیه مردمی و نگاه مسئولانهاش، خاطرهای نیک از خود در ذهن و دل مردم به یادگار گذاشت؛ تا جایی که نام و یادش همچنان در قلب مردم شهرهای داران و دامنه زنده و ماندگار است.
آنچه در ادامه میخوانید، روایتی است از زندگی، تلاشها و خاطرات ماندگار زندهیاد حاج علیرضا سلیمانی دارانی؛ گزارشی از هفتهنامه دالانکوه که گوشهای از سالها خدمت صادقانه او را بازخوانی میکند.
ریشههایی در پاکی، ایمان و اصالت
حاج علیرضا سلیمانی دارانی در سال ۱۳۳۸ در محلهی شیخ سلیمان شهر داران چشم به جهان گشود؛ درختی تناور که ریشه در خانوادهای فرهنگدوست، متدین و خدمتگزار داشت. پدر ایشان، حاج حسینعلی سلیمانی دارانی، از نخستین فرهنگیان و قاریان قرآن کریم در منطقه بود؛ مردی که سالها پیش از انقلاب، نور دانش و معرفت را در روستاهای فریدن پراکند و نسلهای بسیاری را با چراغ علم و آگاهی آشنا ساخت. مادر ایشان، حاجیهخانم بتول، بانویی شناختهشده به پاکی، مردمداری و مهربانی بود؛ مادری که حضورش برای خانواده و خویشاوندان، تکیهگاهی از اخلاق و آرامش به شمار میرفت. این بستر معنوی و اخلاقی، شخصیت حاج علیرضا را از همان سالهای کودکی شکل داد و او را به انسانی تبدیل کرد که بعدها در هر جایگاهی، صداقت، تواضع و خدمت را سرلوحهی کار خود قرار داد.
از کلاس درس تا مدیریت شهری
حاج علیرضا، همچون پدر در اصالت و هویت، یک فرهنگی بود. سالها در روستاهای فریدن و مدارس شهر داران بهعنوان معلم و مدیر فعالیت کرد و کوشید بذر دانش، اخلاق و امید را در دل نوجوانان و جوانان این دیار بکارد. با این حال، فعالیتهای او تنها به فضای مدرسه محدود نماند؛ روحیه اجتماعی، پرنشاط و مسئولیتپذیرش او را به میدانهای دیگری نیز کشاند. او بهعنوان بازیکن تیم فوتبال شاهین و سپس مسئول برگزاری مسابقات فوتبال، نقشی مؤثر در ایجاد شور، همدلی و نشاط میان جوانان ایفا کرد و ورزش را بستری برای پیوند دلها و تقویت روحیه جمعی میدانست.
در سالهایی که میهن اسلامی درگیر دفاع مقدس بود، حاج علیرضا نیز از ادای تکلیف غافل نماند و مدتی در جبهههای حق علیه باطل حضور یافت. او در کنار دیگر رزمندگان، با روحیهای سرشار از ایمان و ایثار از سرزمین و ارزشهای این مرز و بوم دفاع کرد و این دوره از زندگیاش نیز جلوهای دیگر از تعهد، شجاعت و مسئولیتپذیری او بود.
چندین سال نیز بهعنوان خادم و مسئول بقعه شیخ ابوسلیمان دارانی، پاسدار میراث معنوی و فرهنگی منطقه بود و این مسئولیت را با عشق، اخلاص و احترام به انجام رساند. او در هر عرصهای که قدم نهاد، کوشید خدمتگزاری را با اخلاق، مدیریت را با انسانیت و مسئولیت را با صداقت درآمیزد؛ و همین ویژگیهاست که نام و یادش را در حافظه مردم این دیار ماندگار ساخته است.

زندگی مشترکی بر پایه معنویت و همراهی
همراهی حاج علیرضا با همسر گرامیشان، حاجیهخانم هاشمی، در سفر زیارتی مکه مکرمه در سالهای جوانی، تنها یک سفر نبود؛ بلکه نشانهای روشن از بُعد معنوی و روحانی زندگی مشترک آنان به شمار میرفت. این سفر، جلوهای از پیوند عمیق قلبی و ایمانی این زوج بود؛ پیوندی که در سالهای بعد و در فراز و نشیبهای زندگی، به پشتوانهای استوار برای هر دو تبدیل شد.
پیش از ورود به عرصه مدیریت شهری، حاج علیرضا سالها بهعنوان مدیر مدرسه شهید بهشتی فعالیت کرد؛ مدرسهای که بسیاری از اهالی داران آن را بهعنوان یکی از کانونهای مهم تربیت و آموزش در این شهر میشناسند. تجربه مدیریت در چنین محیط علمی و تربیتی، مقدمهای ارزشمند برای ورود او به میدان گستردهتر خدمت عمومی شد.
شهرداری که در میان مردم نفس میکشید
ورود حاج علیرضا به شهرداری، تصمیمی نبود که از سر علاقه به قدرت گرفته شده باشد؛ بلکه پاسخی به درخواست مردم بود. با پیگیریهای نماینده وقت حجتالاسلام کیانارثی، و همچنین تأکید و اصرار بزرگان شهر داران که حتی برای جلب رضایت او به خانهاش رفتند و با همراهی مردم عزیز این شهر، حاج علیرضا پذیرفت تا بار سنگین مسئولیت شهرداری را بر دوش بگیرد.
آنچه او را از بسیاری از مدیران متمایز میکرد، فروتنی، مردمداری و حضور دائمی در میان شهروندان بود. او شهرداری نبود که پشت درهای بسته بماند؛ حضورش را میشد در کوچهها، محلهها و در میان مردم دید. به عقاید و سلیقههای گوناگون احترام میگذاشت و با صبر و حوصله، پیگیر مشکلات شهروندان و همکارانش بود. برای او، مدیریت تنها یک عنوان نبود؛ بلکه معنایی از همراهی با مردم، شنیدن دغدغهها و عمل کردن برای رفع مشکلات داشت.

میراث ماندگار در شهرهای داران و دامنه
خدمات حاج علیرضا سلیمانی در دوران مسئولیتش در شهرداری شهرهای داران و دامنه، سندی روشن از دلسوزی، برنامهریزی و نگاه توسعهمحور او به شمار میآید.
تحول در شهر داران
در شهر داران، او مجموعهای از پروژههای زیرساختی، عمرانی و فرهنگی را به ثمر رساند:
۱. توسعه زیرساختی:
احداث بلوار دانشگاه آزاد (امیرکبیر)، ساخت بلوار و میدان کاوه و همچنین احداث میدان دفاع مقدس؛ پروژههایی که به شریانهای اصلی شهر تبدیل شدند و سیمای داران را دگرگون ساختند.
۲. زیباسازی و محیطزیست:
درختکاری مسیر داران تا دوراهی نماگرد، تکمیل پارک شقایق و نصب اسباببازی برای کودکان، و نیز توزیع نهالهای سرو و گردو میان شهروندان؛ اقداماتی که از نگاه او، شهری زیبا و سرسبز را به بستری برای آرامش روح و جان مردم تبدیل میکرد.
۳. پروژههای کلیدی و ماندگار:
راهاندازی کارخانه آسفالت دالانکوه؛ گامی بزرگ در مسیر خودکفایی شهرداری، جدولگذاری و آسفالت معابر اصلی و محلهها، و آمادهسازی بلوار شهر داران به سمت محله آشجرد؛ اقداماتی که زیرساختهای شهری را به سطحی تازه رساند و مسیر توسعه آینده شهر را هموار کرد.
آبادانی شهر دامنه؛ ثمره تلاش شبانهروزی
پس از شهر داران، نوبت به خدمت در شهر دامنه رسید؛ شهری که مردمش هنوز هم با احترام از تلاشهای بیوقفه او یاد میکنند.
۱. تجهیز شهرداری:
خرید گریدر، لودر و کمپرسی و همچنین تأمین خودروی آتشنشانی، اقداماتی بود که توان عملیاتی شهرداری را بهطور چشمگیری افزایش داد و زمینه ارائه خدمات بهتر به شهروندان را فراهم ساخت.
۲. توسعه شهری:
احداث بلوار ۹ دی، احداث بلوار یادگار امام، زیباسازی ورودیهای شهر با تندیسهای معنادار و هویتساز، اجرای پروژههای فرهنگی و گردشگری، تکمیل پارک جنگلی و احداث آبشار مصنوعی در کوه دامنه؛ مجموعه اقداماتی که چهره شهر دامنه را دگرگون کرد و آن را به شهری زیباتر و جذابتر برای شهروندان و مسافران تبدیل ساخت.
شجاعت در تصمیمگیری؛ ایستادن پای باورها
حاج علیرضا سلیمانی مردی بود که به باورهای قلبی خود ایمان داشت و در برابر فشارها با صلابت از آنها دفاع میکرد. احداث بلوار کاوه آهنگر و نصب تندیس کاوه « که امروز به یکی از نمادهای هویتی و شناختهشده شهر داران تبدیل شده است » در زمان اجرا با مخالفتها و کارشکنیهایی روبهرو شد. برخی نصب تندیس را خلاف شرع میدانستند و از همین رو فشارهای زیادی بر او وارد شد؛ اما حاج علیرضا با تکیه بر ارزشهای فرهنگی، تاریخی و ملی ایران و با استدلالهایی منطقی و مستند، از این طرح دفاع کرد و با صبر و استقامت آن را به سرانجام رساند. او باور داشت که هویت هر شهر تنها در خیابانها و ساختمانها خلاصه نمیشود، بلکه در نمادها، روایتهای تاریخی و نشانههایی است که روح یک شهر را زنده نگه میدارند. سرانجام این پروژه به نتیجه رسید و تندیس کاوه آهنگر به یکی از نشانههای ماندگار شهر تبدیل شد؛ نشانهای که امروز بسیاری از شهروندان آن را بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی داران میدانند. این ماجرا نمونهای روشن از شجاعت، آیندهنگری و پایمردی حاج علیرضا سلیمانی در مسیر توسعه شهری و پاسداشت هویت فرهنگی این دیار به شمار میآید.

پروژه ناتمام؛ آرزویی که در دل ماند
یکی از بزرگترین آرزوهای حاج علیرضا، احداث بازارچه در خیابان امام (ره) بود؛ طرحی که میتوانست به رونق اقتصادی شهر، ایجاد فرصتهای شغلی و افزایش درآمد خانوادهها کمک کند و به یکی از مراکز پویای فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی شهر تبدیل شود. این بازارچه قرار بود محلی برای حضور کسبه، تولیدکنندگان محلی و عرضه محصولات بومی باشد و فضای تازهای برای تحرک اقتصادی در شهر ایجاد کند. با این حال، این پروژه نیز با مخالفتها و موانعی از سوی برخی جریانها و دیدگاههای متفاوت روبهرو شد و در زمان حیات او به سرانجام نرسید. با وجود پیگیریها و تلاشهای فراوان، شرایط آنگونه که باید برای اجرای کامل این طرح فراهم نشد. امروز این بازارچه در ذهن بسیاری از مردم، به عنوان طرحی ناتمام و یادآور یکی از آرزوهای بزرگ حاج علیرضا برای پیشرفت و رونق شهر باقی مانده است؛ آرزویی که نشان میداد نگاه او تنها به اداره روزمره شهر محدود نبود، بلکه توسعه اقتصادی و آینده بهتر برای شهروندان را نیز در چشمانداز خود میدید.
عشق به فریدن؛ دلیل بازگشت به کلاس درس
پس از چهار سال خدمت خالصانه در شهرداری، پیشنهادهای مهم و وسوسهانگیزی از شهرهای دیگر، از جمله شهرداری آران و بیدگل و کاشان، به او ارائه شد؛ اما حاج علیرضا مردی نبود که دل از خاک ، زادگاه و مردمش بکند. او صریح و قاطع اعلام کرد: اگر کار و خدمتم در شهر خودم مورد رضایت مردم باشد، به هیچوجه حاضر به ترک شهرم نیستم؛ خدمت به مردم این شهر مهمترین وظیفهای است که بر عهده دارم. با وجود این عشق و تعهد، فشار برخی افراد و عدم موافقت استانداری موجب شد او از مسئولیت شهرداری کنار گذاشته شود؛ اما این اتفاق هرگز او را دلسرد نکرد. با همان روحیه خدمت و مسئولیتپذیری، به آموزش و پرورش بازگشت و بار دیگر در مدرسه شهید بهشتی، اینبار با تجربهای عمیقتر و نگاهی پختهتر، به تدریس علوم پرداخت. بازگشت او به کلاس درس، در حقیقت بازگشت به ریشههای اصیل فرهنگی و تربیتیاش بود؛ جایی که رسالت اصلی خود را در پرورش نسل آینده و انتقال دانش و اخلاق میدید.
پایان یک زندگی؛ آغاز یک یادمان
حاج علیرضا سلیمانی در تمام دوران مسئولیت خود، چه در جایگاه حساس معاونت فرمانداری و چه در کسوت منتخب مردم در پارلمان شهری، یک اصل را سرلوحه قرار داده بود و آن هم پاسخگویی توأم با اخلاق بود. نگاه مردممحور و سعهصدر مثالزدنی او باعث شده بود تا دفتر کارش، پناهگاهی برای دغدغههای شهروندان باشد. او با تکیه بر سالها تجربه فرهنگی، معتقد بود که پیشرفت عمرانی بدون پیوست فرهنگی و تکریم انسانی، بی ثمر خواهد ماند. اما مسیر خدمت صادقانه، همیشه با ناملایمات همراه است. در دورانی که انتظار میرفت از تجربیات گرانسنگ او برای جهش بیشتر منطقه فریدن و شهر داران استفاده شود، وزش بادهای تند سیاستزدگی در دولت وقت، سرنوشت دیگری رقم زد. رد صلاحیت وی در انتخابات شوراها، شوکی بود که بسیاری آن را نه یک اقدام قانونی، بلکه تلاشی سازمانیافته برای دور کردن خادمان واقعی و هموار کردن مسیر برای مخالفان فکری وی قلمداد کردند. کسی که تمام دغدغهاش آبادانی شهر داران بود، قربانی مصلحتسنجیهای جناحی شد تا راه برای کسانی باز شود که شاید قرابت کمتری با رنج و دغدغه توده مردم داشتند. با این حال، تاریخ نشان داده است که اعتبارِ مردمی، با ابلاغیههای اداری سلب نمیشود. سلیمانی اگرچه با بیمهری از حضور دوباره در سنگر رسمی شورا بازماند، اما تصاویر حضور او در پروژههای عامالمنفعه و لبخند رضایت مردم، گواهی است بر این ادعا که او پیش از آنکه بر صندلی قدرت تکیه بزند، در قلوب مردم ریشه دوانده بود.
سرانجام این چهره مهربان، خندان و مردمی در ۲۰ شهریور ۱۳۹۲ به رحمت الهی پیوست؛ اما نام و یادش نهتنها در خاطره هم دورانش، بلکه در ذهن و دل نسلهایی که از خدمات و آموزشهای او بهره بردهاند، زنده و ماندگار باقی مانده است.
فرزندان ایشان درباره پدرشان میگویند: وقتی مردم از خوبیها و خدمات او یاد میکنند، بیشتر از همیشه درک میکنیم که انسان با نام نیک خود زنده میماند. دیگر کسی نمیپرسد او چه میپوشید یا در چه خانهای زندگی میکرد؛ آنچه از او باقی مانده، خدمتهایی است که در گوشهوکنار شهر دیده میشود و خاطرههایی است که در دل مردم مانده است. آنها میگویند همین یاد نیک و دعای خیر مردم، بزرگترین سرمایه و افتخاری است که برای خانواده به جا مانده؛ میراثی ارزشمند که نشان میدهد خدمت صادقانه به مردم، ماندگارتر از هر عنوان و مقامی در حافظه جامعه باقی میماند.
حاج علیرضا سلیمانی، شهردار خدوم، فرهنگی ولایتپذیر و مردی که با دل و جان برای مردم کار کرد، امروز نیز در بلوارها، پارکها و میدانهایی که با تلاش و همت او شکل گرفتند، و حتی در روح و خاطره جمعی شهرهای داران و دامنه حضور دارد. نام او نهتنها در اسناد و پروژههای شهری، بلکه در قلب و یاد مردم این دیار حک شده است؛ مردی که خدمت صادقانه را بر هر چیز دیگری ترجیح داد و یادگارهایی ماندگار برای شهر و شهروندان به جا گذاشت. روحش شاد و یادش گرامی باد.
این گزارش با هدف زنده نگه داشتن نام نیک و خدمات ارزشمند ایشان و نیز برای الهامبخشی به نسلهای آینده، توسط هفتهنامه دالانکوه تهیه و منتشر شده است.
مخاطبین گرامی نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید .








