پیشرفت از جایی آغاز میشود که گفتوگو شروع میشود
- شناسه خبر: 17396
- تاریخ و زمان ارسال: ۱۴ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۵۳
- نویسنده: مدیریت دالانکوه

در روایت کتاب «درستاندیشی» ناپلئون هیل، ماجرای شهری کوچک به نام پاریس نقل شده است؛ شهری که با توجه به نشانههای متن، پاریس ایالت میزوری آمریکاست، نه پایتخت فرانسه ؛ هیل به این شهر میرود تا دربارهٔ اصول موفقیت سخن بگوید اما حرفهایش بیمخالفت نمیماند. یک روحانی محلی دیدگاههایی مخالف او مطرح میکند و سالخوردگان و بزرگان شهر نیز با او به بحث و مناظره مینشینند.
اهمیت این روایت شاید درست در همینجا باشد: مردم تنها شنوندهٔ خاموش نبودند. پرسش کردند، مخالفت کردند و اندیشههای هیل را به چالش کشیدند. مخالفتها گفتوگو را متوقف نکرد؛ برعکس، به آن جان داد. کمکم گروههای کوچک شکل گرفتند، مردم دور هم نشستند و بحث دربارهٔ هدف، پشتکار، باور، نظم و راههای موفقیت از یک سخنرانی فراتر رفت و به موضوعی عمومی تبدیل شد.
سخنان هیل به رادیو راه یافت و فیلمی با عنوان «صدایی تازه در پاریس» نیز ساخته شد؛ فیلم مستندی که بنا بر روایت کتاب، به گسترش بحث و تغییر نگاه مردم کمک کرد.
این داستان را نباید چنین فهمید که یک نفر آمد، سخنرانی کرد و بهتنهایی شهری را دگرگون ساخت.
اثر اصلی در آن جمعی بود که شکل گرفت ؛ مردمی با نظرهای متفاوت که به جای سکوت یا دشمنی یا حسادت و بدخواهی، با هم وارد گفتوگو شدند.
در این روایت، حتی مخالفان هیل نیز بخشی از فرایند تغییر بودند. روحانیای که نظر مخالف داشت و سالخوردگانی که پرسش و تردید مطرح میکردند، مانع گفتوگو نشدند؛ حضورشان گفتوگو را واقعیتر و اثرگذارتر کرد.
این نکته برای فریدن و داران نیز اهمیت دارد.
ما دربارهٔ آیندهٔ شهر و شهرستان کم حرف نزدهایم؛ از کمبود فرصتهای شغلی گفتهایم، از مهاجرت جوانان، از وضعیت آب و کشاورزی و دامپروری، از طرحهای نیمهتمام، از ظرفیتهای محلی،از ضرورت صنعتی سازی فریدن و از مسئولیت سنگین مدیران.
اما گاهی این سخنان در قالب گلایههای پراکنده باقی میماند. یک جمع ناراضی، جمعی دیگر را مقصر میداند و فاصلهها بیشتر میشود و انگیزه برای دشمنی،انتقام و بدخواهی بیشتر می شود.
آنچه کمتر شکل گرفته، گفتوگویی پیوسته و سازنده است که در آن مخالف و موافق، جوان و سالمند، مدیر و شهروند، کارآفرین و کشاورز، فرصت داشته باشند با هم حرف بزنند و در پایان، به چند پرسش مشترک پاسخ دهند: مسئلهٔ اصلی ما چیست؟ چه تصویری از آینده میخواهیم؟ و برای نزدیکشدن به آن، چه کاری از دست هرکداممان برمیآید؟
مخالفت، دشمن گفتوگو نیست
در بسیاری از نشستها، گاهی همه منتظرند نوبت حرفزدن خودشان برسد؛ کمتر گوش میدهند تا بفهمند دیگری چرا چنین فکری دارد. در چنین وضعی، جلسه برگزار میشود، اما گفتوگو شکل نمیگیرد. گفتوگوی واقعی یعنی بتوانیم با دیدگاهی مخالف روبهرو شویم، بیآنکه صاحب آن دیدگاه را از دایرهٔ احترام و رفاقت بیرون بگذاریم.
روایت پاریس، آنگونه که در صفحات کتاب آمده، یادآور میشود که مخالفت روحانی محلی و بحث سالخوردگان شهر نهتنها گفتوگو را از میان نبرد، بلکه آن را گستردهتر کرد.
جامعهای که تنها صدای موافقان را میشنود، شاید برای مدتی آرام به نظر برسد، اما از اندیشههای تازه محروم میماند. در مقابل، جامعهای که اختلاف نظر را تاب میآورد و برای شنیدن استدلال مخالفان جا باز میکند، امکان بیشتری برای اصلاح تصمیمها و یافتن راههای تازه دارد.
فریدن و داران برای پیشرفت، به چنین فضایی نیاز دارد؛ فضایی که در آن شهروند بتواند از یک طرح حمایت کند یا با آن مخالف باشد، بیآنکه انگیزهاش زیر سؤال برود،بی آنکه مورد اتهام و پیگرد قرار بگیرد.
جایی که مدیر بتواند دربارهٔ محدودیتها و دشواریها توضیح بدهد، اما در برابر پرسشهای روشن نیز پاسخگو باشد. جایی که جوانان فقط شنوندهٔ تصمیمهای دیگران نباشند و تجربهٔ کشاورزان، فعالان اقتصادی، معلمان، پزشکان،بازنشستگان،پیشکسوتان، زنان و نخبگان محلی نیز در تصمیمسازی دیده شود.البته فقط تصمیم کافی نیست،اقدام و عمل و زمان بندی هم به همان اندازه بلکه بیشتر ، مهم هستند.باید بدانیم چه چیز،تا کی(تا چه زمانی)،کجا و چگونه و توسط چه کسانی باید تغییر کند.اگر اینها را در نظر نگیریم گفتگوها و مطالبات به گعده های کافی شاپی و گروه های مجازی کم اثر تبدیل خواهد شد!
تغییر شهر، از تغییر نگاه آغاز میشود
شاید نخستین قدم برای پیشرفت فریدن همین باشد: نشستن کنار هم، شنیدن حتی صدای مخالف، و پرسیدن این سؤال ساده اما سرنوشتساز: برای ساختن آیندهٔ شهرستان، از همین امروز چه کاری از دست ما برمیآید؟
توسعه فقط مجموعهای از ساختمانها و طرحهای عمرانی نیست. پیش از آنکه چیزی در سیمای شهر تغییر کند، باید نگاه ما به تواناییها و آیندهٔ خودمان تغییر کند. جامعهای که باور کند «کاری از دست ما ساخته نیست»، حتی فرصتهای موجود را هم بهسختی میبیند.
جامعهای که همهٔ تقصیرها را به گردن دیگری میاندازد، از سهم خود در حل مسئله غافل میماند و جامعهای که اختلاف را نشانهٔ دشمنی بداند، بسیاری از نیروهای فکری و اجتماعیاش را کنار میگذارد.
اما تغییر ذهنیت به معنای نادیدهگرفتن دشواریها نیست. امیدواری واقعی با دیدن واقعیت آغاز میشود، نه با انکار آن ؛ باید دربارهٔ موانع حرف زد، اما گفتوگو نباید فقط شرح مانع باشد؛ باید راه عبور از آن را هم جستوجو کند. باید از کمبودها گفت، اما در کنار آن پرسید چه سرمایهها و تواناییهایی در خود مردم، در جوانان، در کسبوکارهای محلی و در پیوندهای اجتماعی منطقه وجود دارد.
گاهی سالها دربارهٔ فریدن با زبان محدودیتها سخن گفتهایم؛ از آنچه نمیشود، آنچه دشوار است و آنچه اجازه نمیدهد. اجرای قانون و مراقبت از حقوق عمومی ضروری است، اما در تجربهٔ بسیاری از مردم، گاهی وجه محدودکننده و سلبی امور و ضوابط ، پررنگتر از پیگیری فرصتها و ظرفیتهای توسعه دیده میشود. گفتوگوی محلی میتواند این توازن را به بحث بگذارد: چگونه هم قانون و منافع عمومی پاس داشته شود و هم راه برای ابتکار، سرمایهگذاری مسئولانه و شکوفایی توان مردم باز بماند؟
از گفتوگو تا اقدام
درس مهم روایت دکتر هیل فقط این نیست که «درست فکر کنیم»؛ این است که دربارهٔ فکرهایمان با یکدیگر حرف بزنیم. اندیشهای که در ذهن یک نفر میماند، ممکن است اثری محدود داشته باشد؛ اما وقتی به گفتوگو گذاشته میشود، سنجیده و نقد میشود و با تجربهٔ دیگران پیوند میخورد، میتواند به ایدهای مشترک و سپس به اقدامی جمعی تبدیل شود.
فریدن میتواند این مسیر را با گامهایی ساده آغاز کند. هفتهنامهٔ دالانکوه بزودی میزگردهای منظم با عنوان «گفتوگوی آیندهٔ فریدن» را برگزار خواهد کرد ؛ میزگردی که نه برای برگزاری جلسهای تشریفاتی، بلکه برای شنیدن دیدگاههای متفاوت دربارهٔ یک مسئلهٔ مشخص .
در هر نشست، از تمام مخالفان و موافقان، کارشناسان و شهروندان، مدیران و گروههای محلی دعوت خواهد شد. صورتجلسه و جمعبندی بحث منتشر می شود و در نشست بعدی پیگیری که کدام پیشنهاد عملی شده و کدامیک به مانع خورده است.
مهم است که این گفتوگوها به یک موضوع معین بپردازند؛ مثلاً آیندهٔ جوانان، فرصتهای اشتغال، بهبود خدمات درمانی، ماندگاری کسبوکارهای محلی یا راههای تقویت مشارکت مردم. قرار نیست در یک نشست، همهٔ مسائل شهرستان حل شود. هدف آن است که مردم بهتدریج تمرین کنند مسئله را با هم تعریف کنند، استدلالهای مخالف را بشنوند و برای برداشتن گام بعدی به تفاهم برسند.
اگر گفتوگوها استمرار داشته باشند، کمکم فرهنگ تازهای شکل میگیرد: فرهنگی که در آن پرسیدن بیاحترامی نیست، مخالفت دشمنی نیست، شنیدن نشانهٔ ضعف نیست و پذیرفتن اشتباه، اعتبار اجتماعی را از میان نمیبرد. چنین فرهنگی به مدیران نیز کمک میکند تصمیمهای دقیقتری بگیرند و به مردم امکان میدهد نقش خود را در آیندهٔ شهرستان جدیتر ببینند.
صدای تازه برای فریدن بزرگ
در روایت کتاب، فیلم «صدایی تازه در پاریس» به بازتاب سخنان و گسترش تغییر نگرش کمک کرد. امروز نیز فریدن به «صدایی تازه» نیاز دارد؛ نه صدای یک فرد یا یک گروه، بلکه صدایی برآمده از گفتوگوی مردم با یکدیگر.
رسانه میتواند این صدا را ثبت و منتقل کند، اما سازندگان اصلی آن خود مردماند: کسانی که میآیند، نظر میدهند، گوش میکنند و پس از پایان جلسه نیز پیگیر نتیجه میمانند.
اگر قرار است ذهنیت عمومی تغییر کند، باید مردم تجربه کنند که گفتوگو بیفایده نیست؛ اینکه یک پیشنهاد شنیده میشود، پرسشی بیپاسخ نمیماند و وعدهای که داده شده دوباره پیگیری میشود. اعتماد با یک سخنرانی ساخته نمیشود؛ از تجربههای کوچک و مکرر شنیدهشدن و پاسخگویی شکل میگیرد.
فریدن و داران برای ساختن آینده، به فکرهای تازه، ارادهٔ جمعی و گفتوگویی نیاز دارند که از اختلاف نترسد.
داستان دکتر هیل و مردم پاریس، درسی روشن دارد: گاهی نقطهٔ آغاز تغییر همان جایی است که کسی مخالفت میکند، دیگری پاسخ میدهد، سالخوردگان وارد بحث میشوند و مردم، به جای ترک میدان، کنار هم میمانند.
آیندهٔ بهتر از راه یک دستور یا یک وعده به دست نمیآید. از ذهنهایی آغاز میشود که امکانهای تازه را میبینند، از مردمی که یکدیگر را میشنوند و از گفتوگویی که به تصمیم و عمل میرسد.
نوشته سردبیر : سهیلا محمدیان








