فقر در فریدن؛ بی صاحب است !
- شناسه خبر: 17564
- تاریخ و زمان ارسال: ۹ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۰۸:۴۳
- منبع: یادداشت سردبیر هفته نامه دالانکوه
- نویسنده: مدیریت دالانکوه

وقتی حتی بخشی از جادهای ترانزیتی و ملی آسفالت میشود، نام پروژه، دستگاه اجراکننده و مسئولان پیگیر در خبرها میآید. این کار ارزشمند است؛ راه، زیرساخت زندگی و اقتصاد است. اما پرسش اینجاست: چرا برای هر پیشرفت کوچک، صفی از صاحبان و پیگیران پیدا میشود و برای فقر، بیکاری و فرصتهای ازدسترفتهٔ فریدن، مسئولیت میان ادارهها و دورههای مدیریتی دستبهدست میگردد؟ چرا موفقیتها حتی موفقیت های کوچک، صاحب دارند، اما محرومیتها نه؟
این پرسش برای متهمکردن یک فرد یا نادیدهگرفتن زحمت مدیران نیست.
پرسش، دربارهٔ سازوکاری است که در آن، انجام یک پروژه قابل افتتاح، رسانه ای و برجسته می شود، اما پاسخگویی دربارهٔ کاهش فقر، ایجاد شغل پایدار و جذب سرمایهگذاری، کمتر به شاخصی روشن و تعهدی زماندار تبدیل میشود.
فریدن به مسئولیتپذیری قابل سنجش و پاسخگویی نیاز دارد؛ نه فقط به سخنرانی دربارهٔ محرومیت.
رشد معمولی، پاسخ یک مسئلهٔ بزرگ نیست
هیولای فقر با چند اقدام پراکنده و رشد آهسته در فریدن عقب نشینی نمی کند. منطقهای که سالها با کمبود فرصت شغلی و محدودیت سرمایهگذاری روبهرو بوده، با رشد معمولی درمان نمی شود.
فریدن به رشد سریع، پایدار و مستمر نیاز دارد؛ رشدی که هر سال بر ظرفیت تولید، شمار فرصتهای شغلی و درآمد خانوارها بیفزاید و با تغییر یک مدیر یا پایان یک طرح متوقف نشود.
«رشد سریع» یعنی فرصتها را از دست ندهیم و تصمیمها را به فرداها و وعده های نامعلوم نسپاریم.
«پایدار» یعنی شغل و درآمد به یک فصل، یک طرح کوتاهمدت یا یک منبع شکننده وابسته نباشد.
«مستمر» یعنی برنامه، مسئول و گزارش داشته باشیم و هر سال بتوانیم بپرسیم: چه وعدهای داده شد و چه چیزی واقعاً پیش رفت؟
بارندگی یک سال، پایان خشکسالی نیست
هر بهار و پائیز و زمستان پربارش، برای مردم امید میآورد؛ و باید هم بیاورد. اما یک یا دو سال بارندگی را نمیتوان گواه عبور از خشکسالی یا ورود به دورهٔ آبسالی دانست. به اذعان کارشناسان،تغییرات اقلیمی پایدار، نامنظمی بارش و فشار بر منابع آب، برنامهریزی را پیچیدهتر کرده و خواهد کرد.
سیاست توسعه نباید بر این فرض بنا شود که بارندگی یک سال، همهٔ نگرانیهای فردا را برطرف میکند و مردم و مسئولان را سرخوش و دلخوش کند.
این یادآوری و هشدار قرار نیست کشاورزی را نفی کند یا بار مسئولیت را بر دوش کشاورز بگذارد. کشاورزان خود از نخستین گروههایی هستند که هزینهٔ تغییر شرایط را میپردازند. اما واقعیت این است که کشاورزی فریدن، با مکانیزاسیون بالا، کاهش سطح آبهای زیرزمینی و فرونشست، دیگر بهتنهایی نمیتواند موتور اشتغالزایی و کاهش فقر در فریدن باشد. باید در کنار کشاورزی، پایههای تازهای برای اقتصاد منطقه ساخت.
از کمک فوری تا ساختن درآمد
توزیع بخاری گازی و دیگر کمکهای حمایتی ممکن است برای خانوادهای در یک زمستان ضروری و ارزشمند باشد اما حمایت کوتاهمدت در قالب یک طرح ملی، هرقدر هم لازم، جای برنامهٔ اشتغال و تولید را نمیگیرد.
نباید سرخوش به توزیع کمکها بمانیم، درحالیکه خانوادهها همچنان میپرسند: فردا از چه راهی درآمد داشته باشیم؟
کمک، باید سپر روزهای دشوار باشد؛ نه جایگزین ساختن آینده. دوراندیشی یعنی در کنار رسیدگی به نیاز فوری، کاری کنیم که شمار بیشتری از مردم بتوانند با شغل و درآمد پایدار روی پای خود بایستند.
سه مسیر که باید از حرف به برنامه برسند
نخست، دامپروری صنعتی بزرگ و حرفهای؛ نه فقط بهعنوان افزایش تعداد دام، بلکه در قالب زنجیرهای از تولید، خوراک، فرآوری، بستهبندی، حملونقل ، بازاریابی و بازاررسانی.
هر حلقهای که در خود فریدن شکل بگیرد، میتواند فرصت شغلی و سهم بیشتری از ارزش محصول را برای منطقه نگه دارد.
دوم، گردشگری؛ با برنامهای که ظرفیتهای محلی را به تجربهای باکیفیت، خدمات قابل اتکا و درآمد برای کسبوکارهای بومی تبدیل کند. گردشگری زمانی به اقتصاد کمک میکند که از معرفی جاذبه فراتر برود و برای اقامت، راهنمایی، خوراک، صنایع محلی و بازاریابی، مسیر روشن داشته باشد.هر چند با عدم وجود زیرساخت های گردشگری،نمی توان روی این مقوله هم حساب بالایی کرد چرا که اتاق های خالی بومگردی و هتل شهرستان گواه این مطلب هستند.
سوم توسعهٔ صنعتی فریدن ، احیای شهرک صنعتی نباید در حد نام، تابلو یا وعده باقی بماند. باید روشن شود چه زیرساختهایی آماده است، کدام موانع تولید باقی مانده، چه پروژههایی به نتیجه رسیده یا متوقف شدهاند و برای رفع هر مانع چه نهادی، تا چه زمانی پاسخگوست.
دعوت از سرمایهگذار صنعتی نیز نباید به یک جمله در همایشها و کارگروهها و تبلیغات محدود بماند؛ باید بستهٔ اطلاعاتی روشن ، شفاف و صادقانه، مسیر اداری مشخص، معرفی فرصتهای واقعی و پیگیری حرفهای داشته باشد.
سرمایهگذار با شعار جذب نمیشود؛ با پیشبینیپذیری، پاسخگویی، زیرساخت و احترام به زمانش جذب میشود.
فریدن باید فرصتهای صنعتی خود را دقیق معرفی کند و از سرمایهگذاران، کارآفرینان و صاحبان کسبوکار دعوت کند برای ساختن تولید و اشتغال وارد میدان شوند.
فقر باید صاحب مسئولیت پیدا کند
برای هر برنامهٔ توسعه، یک میز پاسخگویی لازم است؛ میزی که پشت آن، مسئول مشخص بنشیند، زمانبندی اعلام شود و گزارش پیشرفت به مردم و رسانه ها برسد.
شاخصها هم باید روشن باشند: چه میزان سرمایه جذب شده، چه تعداد شغل ایجاد یا تثبیت شده، شهرک صنعتی در چه مرحلهای است و موانع اعلامشده چگونه پیگیری شدهاند؟ لازم نیست برای این شاخصها عددی از پیش بسازیم؛ کافی است دادهٔ واقعی و صادقانه منتشر شود و هر وعده، موعد و مسئول داشته باشد.
نماینده محترم مجلس،مدیران شهرستانی، دستگاههای استانی، نمایندگان، فعالان اقتصادی، صاحبان سرمایه و تشکلهای محلی هرکدام نقشی دارند.
اما نقشها زمانی اثرگذار میشوند که به برنامهای مشترک، قابل پیگیری و فراتر از عمر یک دورهٔ مدیریتی وصل شوند.
مردم نیز حق دارند بدانند چه کسی مسئول کدام گام است و چه زمانی باید نتیجه را مطالبه کنند.
فریدن نه به ترحم نیاز دارد و نه به وعدههای تکراری؛ به فرصت، سرمایهگذاری، مدیریت پیگیر و پاسخگویی نیاز دارد.
اگر برای چند متر آسفالت یک جاده ملی و بین استانی میتوان مسئول و پیگیر داشت، برای آیندهٔ هزاران خانواده هم میتوان و باید مسئولیت روشن تعریف کرد.
فقر نباید در فریدن بیش از این بیصاحب بماند.
همین امروز باید برای رشد سریع، پایدار و مستمر فریدن برنامهای مشترک ساخت؛ برنامهای که از دامپروری صنعتی و گردشگری تا احیای شهرک صنعتی و جذب سرمایهگذار را به اقدام، زمانبندی و گزارش عمومی پیوند بزند. چون توسعه با یک عکس از افتتاح یک پروژه آغاز نمیشود؛ با کارهایی ماندگار شروع میشود که هر روز ادامه پیدا کند، شغل پایدار و غیرفصلی بسازد،مهاجرت را متوقف کند،مهاجرت معکوس را رقم بزند و زندگی مردم را در عمل تغییر دهد.








